وحشی بافقی (غزلیات)/چرا ستمگر من با کسی جفا نکند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (چرا ستمگر من با کسی جفا نکند) از وحشی بافقی |
' |
چرا ستمگر من با کسی جفا نکند جفای او همه کس میکشد چرا نکند فغان ز سنگدل من که خون سد مظلوم به ظلم ریزد و اندیشه از خدا نکند چه غصهها که نخوردم ز آشنایی تو خدا ترا به کسی یارب آشنا نکند کدام سنگدل از درد من خبر دارد که با وجود دل سخت گریهها نکند کشیده جام و سر بیگنه کشی دارد عجب که بر نکشد تیغ و قصد ما نکند به جای خویش نیامد مرا چو وحشی دل اگر ز تیر تو پیکان به سینه جا نکند