وحشی بافقی (غزلیات)/شکل مستانه و انکار شرابش نگرید
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (شکل مستانه و انکار شرابش نگرید) از وحشی بافقی |
' |
شکل مستانه و انکار شرابش نگرید تا ندانند که مست است ، شتابش نگرید آنکه گوید نزدم جام و زد آتش به دلم چهره افروختن و میل کبابش نگرید سد گل تازه شکفتهست ز گلزار رخش گل گل افتاده برو از می نابش نگرید تا نپرسیم از آن مست که کی میزدهای چین بر ابرو زدن و ناز و عتابش نگرید آنکه میگفت به وحشی که منم زاهد شهر گو بیایید به میخانه ، خرابش نگرید