فخرالدین عراقی (غزلیات)/خیز، تا قصد کوی یار کنیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فخرالدین عراقی (غزلیات) (خیز، تا قصد کوی یار کنیم) از فخرالدین عراقی |
' |
| خیز، تا قصد کوی یار کنیم | گذری بر در نگار کنیم | |
| روی در خاک کوی او مالیم | وز غمش نالههای زار کنیم | |
| به زبانی، که بیدلان گویند | رمزکی چند آشکار کنیم | |
| هجر او را، که جان ما خون کرد | به کف وصل در سپار کنیم | |
| حاش لله کزو کنیم گله! | گله از بخت و روزگار کنیم | |
| ما، اگر بر مراد او سازیم | ترک تدبیر و اختیار کنیم | |
| زود پا در بساط وصل نهیم | دست با دوست در کنار کنیم | |
| چون لب یار شکرافشان شد | ما به شکرانه جان نثار کنیم | |
| عشق رویش چو پرده برگیرد | گر نمیریم پس چه کار کنیم | |
| از عراقی چو رو بگردانیم | روی در روی غمگسار کنیم |