روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۷:۰۵ توسط Farhad (گفتگو | مشارکت‌ها)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
درگاه روز رستاخیز ملی روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ درگاه محمدرضا شاه پهلوی


پس از نجات آذربایجان و پس از آن که مجلس شورای ملی ایران دادن امتیاز نفت به شوروی را رد کرد، پیوندهای سیاسی ایران با شوروی بسیار کاسته شد. شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی در درازای اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی سیاست بی‌طرفی را در پیش گرفت. ایران منشور آتلانتیک را امضا کرد و به قوای محور یعنی آلمان و ژاپن اعلام جنگ داد، افزون بر آن کشور شاهنشاهی ایران در بنیان سازمان ملل متحد[۱] نقش ارزنده‌ای داشت. سرانجام این سیاست این بود که شورای امنیت سازمان ملل متحد این بود که ایران را در برابر شوروی پشتیبانی کرد و استقلال و تمامیت ارضی ایران را که در خطر بود به ایرانیان بازگرداند. با آغاز جنگ سرد، ایران در سایه سیاست محمدرضا شاه پهلوی با کشورهای غربی همکاری نزدیک پیداکرد. سفر محمدرضا شاه پهلوی به اروپا و سفر شاهنشاه در سال پسین به ایالات متحده امریکا این پیوند با غرب را استوارتر کرد.

با اینکه شوروی در بدست آوردن امتیاز نفت شکست خورد ولی کوشش کرد که ایران را همواره زیر نفوذ شوروی بیاورد و از نفوذ غرب در ایران بکاهد. دو کشور ایران و شوروی بیش از هزار وششصد کیلومتر مرز مشترک داشتند و دارند، در درازای اشغال ایران به وسیله ارتش سرخ، شوروی حزب توده را در ایران بنیان کرد. شمار جاسوسان کا - گ - ب در ایران بالاترین شمار عوامل جاسوسی شوروی در گیتی بود. پس از شکست در جداسازی آذربایجان و دیگر استان‌های شمالی ایران، شوروی برآن شد که یک برنامه سیستماتیک و دراز مدت در ایران پیاده کند. حزب توده با دپارتمان‌های گوناگون، مانند کمیته ترور، کمیته افسران توده‌ای در ارتش و شهربانی، کمیته سازمان دادن به سندیکاها، کمیته در دست گرفتن آموزش و پرورش با رخنه در میان آموزگاران دبستان دبیرستان و به ویژه دانشگاه و کمیته رخنه در میان کارمندان دولت در وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی و وابسته به دولت. در سطح سیاسی و حزبی بنیان شد. شوروی در ایران در سطح سیاسی ناسیونال فرانت یا جبهه ملی را راه انداخت. جبهه ملی در ایران برپایه جبهه ملی در جمهوری دموکراتیک آلمان[۲] فرم داده شد. اندیشه سازمان دادن جبهه ملی این بود که یک گروه سیاسی از رده بورژوا گرد هم آورده شوند که روسوفیل باشند (طرفدار شوروی) یا مخالف پیوند ایران با دنیای غرب باشند، مانند بقائی، مکی، مصدق و.... در زمان دو حزب در ایران بود که زیر نفوذ شوروی قرار داشتند، حزب توده و جبهه ملی. حزب توده آشکار پشتیبان سیاست کمونیستی شوروی بود و مستقیم از مسکو دستور می‌گرفت در جایی که جبهه ملی با همان ماهیت هواداری از شوروی مانندحزب توده، سازش میان منافع ایران و شوروی را خواستار بود.

سیاست ویژه شوروی در ایران پشتیبانی از روحانیون و علمایی بود که گرایش به ایران اسلامی داشتند و با سیاست گرایش اعلیحضرت محمد رضا شاه پهلوی به غرب مخالف بودند. نخستین قربانی این سیاست احمد کسروی بود که مخالف علما و اسلام و حزب توده بود. قربانیان بعدی که مخالف حزب توده و شوروی بودند مانند محمد مسعود، احمد دهقان، هژیر نخست وزیر، رزم‌آرا نخست وزیر، علاء نخست وزیر ترور شدند حتی از کشتن ولیعهد ایران، والاحضرت علیرضا پهلوی و سوقصد به جان شاهنشاه نیز ابایی نداشتند و ایران به مهمترین کارزار جنگ سرد دنیا دگرگون شد.

فعالیت فشرده و فزونگر شوروی برای این که ایران را در زیر نفوذ خود قرار دهد اشتباه بود. پس از سقوط محمد مصدق، شبکه افسران توده‌ای در ارتش شاهنشاهی پیدا شد و افسران توده‌ای از ارتش بیرون رانده و شماری به جوخه اعدام سپرده شدند. دولت کوشش کرد که کارمندان دولت، شهربانی و آموزگاران و دیگر گروه‌هایی که حزب توده آنها را به دام کشیده بود از این عوامل اجنبی پاک سازد. بسیاری از اعضای حزب توده به شوروی و یا جمهوری دموکراتیک آلمان پناهنده شدند. با وجود این شوروی توانست به اقتصاد ایران زیان بزند و گسترش و نوسازی کشور ایران را واپس بیافکند و جامعه را چندپاره کند. پس از سرنگونی محمد مصدق، ده سال به دراز کشید تا ایران توانست از این شوک سیاسی بیرون آید و با رفراندومی که با اکثریت "آری" مردم ایران به پیروزی انقلاب شاه و مردم انجامید تا راه به سوی یک ایران پیشرفته همگام با تمدن اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی غرب و رفاه و آسایش و تامین اجتماعی در سراسر کشور مردم باز شود. شاهنشاه ایران با کوشش شبانه روزی و دوراندیشی تا پایان برنامه عمرانی ششم که برای سال های ۱۳۶۱-۱۳۵۷ برنامه ریزی شده بود، ملتش را از نظر گسترش اقتصادی، اجتماعی و رفاهی برابر با کشورهای سویس و آلمان آرزو داشت ببیند که آن را به سوی تمدن بزرگ خواند.

وضعیت سیاسی

دکترین ترومن

دکترین ترومن

ترومن رئیس جمهور آمریکا در ۲۲ اسفند ۱۳۲۵ در کنگره امریکا سخنرانی ایراد کرد که آغاز و شالوده سیاست امریکا در برابر سیاست جهانخواری شوروی و رخنه آن کشور در دیگر کشورهای گیتی شد.

... برای نگهداری از پیشرفت ملت‌ها، آزاد از زورگویی دولت‌ها، ایالات متحده امریکا در بنیان سازمان ملل متحد پیشگام شده‌است. سازمان ملل متحد برای آزادی و استقلال کشورهایی که عضو این سازمان هستند برنامه ریزی شده‌است. ما به هدف‌های خود نخواهیم رسید، مگر زمانی که ما به ملت‌های آزاد یاری کنیم تا نهادهای آزاد و تمامیت ارضی آنان در برابر جنبش‌های تجاوزکارانه که برآن هستند که رژیم‌های استبدادی خود را بر آنها تحمیل کنند. این بدین معنا است که رژیم‌های استبدادی که خود را بر ملت‌های آزاد چه از راه تاخت و تاز مستقیم و یا غیر مستقیم تحمیل می‌کنند، به پایه‌های صلح بین‌المللی و در نتیجه به امنیت ایالات متحده آسیب می‌زنند.

مردم برخی از کشورها در جهان رژیم‌های استبدادی که به آنها برخلاف میلشان تحمیل شده‌است دارند. دولت ایالات متحده علیه این دولت استبدادی زورگوی در کشورهای لهستان، رومانی و بلغارستان که موافقت نامه یالتا را زیر پا می‌گذارد چندین بار اعتراض کرده‌است. باید بگویم که در برخی از دیگر کشورها همانند این روش انجام یافته‌است.

در تاریخ کنونی جهان، هر ملتی می‌باید بتواند میان راه‌های گوناگون زندگی راهش را خود برگزیند. ولی بیشتر گزینه آزاد نیست و با زور است.

یکی از راه‌های زندگی برپایه اراده اکثریت است و ویژگی و برتری آن به وسیله سازمان‌های آزاد، دولت‌های پارلمانی، انتخابات آزاد، تضمین آزادی فردی، آزادی بیان و دین، و آسوده بودن از آزارهای و فشار سیاسی روشن است.

راه دیگر زندگی برپایه اراده اقلیت است که اراده خود را با زور بر اکثریت تحمیل می‌کنند. این اقلیت با فشار و آزار و ترور کار می‌کند، هم چنین با مطبوعات و رادیوی زیر کنترل، انتخابات تقلبی، و محدود کردن آزادی‌های فردی است. این می‌باید سیاست ایالات متحده امریکا باشد که ملت‌های آزاد را پشتیبانی کند که علیه برده بودن و فرمانبرداری پایداری می‌کنند.

من باور دارم که ما می‌باید ملت‌های آزاد را یاری کنیم که سرنوشت خود را به میل خود بسازند.

من باور دارم که بیشتر کمک‌های ما می‌باید از راه کمک‌های اقتصادی و مالی باشد که پیش نیاز یک اقتصاد پایدار و یک پروسه به سامان سیاسی است.

دنیا ایستا نیست و اوضاع کنونی قابل دگرگونی است. ولی ما نمی‌توانیم پروانه دهیم که اوضاع کنونی با زیر پا نهادن منشور سازمان ملل متحد تغییر یابد، آنهم با روش‌های زورگویانه و یا با نیرنگ چون رخنه سیاسی. در یاری به ملت‌های آزاد و مستقل که بتوانند آزادی خود را پاسدارند، ایالات متحده به اصل‌های بنیادی منشور ملل متحد را اجرا خواهد کرد....


جمهوری فدرال آلمان و جمهوری دموکراتیک آلمان

مائو چین را کمونیستی می کند

قیام مردم جمهوری دموکراتیک آلمان ۱۷ ژوئیه ۱۹۵۳

حزب توده و جبهه ملی

روز شمار رویدادها پس از سرنگونی دولت احمد قوام و آغاز دولت هژیر

۲۸ امرداد ۱۳۳۲ روز رستاخیز ملی

منبع

  1. اعلامیه ملل متحد
  2. Deutsche Demokratische Republik - DDR