جبهه ملی

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری شانزدهم جبهه ملی مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری هفدهم

جبهه ملی همبستگی حزب‌های چپ با نیروهای بورژوا می‌باشد که در آن حزب کمونیست ادعای رهبری را می‌کند.

مفهوم جبهه ملی

در تئوری مارکسیسم کارگر و بورژوا علیه یکدیگر مبارزه طبقاتی می‌کنند. مارکس و انگلس دریافتند که در میان بورژوا نیروهایی وجود دارد که برای تغییرات در جامعه بورژوا برای بدست آوردن حق آزادی می‌جنگند. مارکس و انگلس بدان باور بودند که طبقه کارگر می‌تواند مبارزه بورژوازی را به سود خود استفاده کند و از آن یک انقلاب کارگری بسازد. این تئوری به وسیله انقلاب بورژوازی ۱۸۴۸ – ۱۸۴۹ در آلمان در اندیشه مارکس و انگلس پرورانده شد.

نخستین جبهه ملی نوین در بخش اشغال کشور آلمان شده به وسیله شوروی در سال ۱۹۴۹ بنیان گذاشته شد. اعضای جبهه ملی آلمان شرقی را حزب‌های سیاسی و سندیکاها و انجمن‌های فرهنگی تشکیل می‌دادند. هدف جبهه ملی آلمان شرقی آماده سازی ایدئولوژی و سازماندهی انتخابات بود. جبهه ملی ایران بر پایه مدل جبهه ملی آلمان شرقی (جمهوری دموکراتیک آلمان) در ۲۶ مهر ماه ۱۳۲۸ به وسیله محمد مصدق بنیان شد.

در جبهه ملی واژگان مهم، آزادی و دموکراتی است. این مفاهیم در چهارچوب ایدئولوژی کمونیستی تعریف می‌شوند. آزادی به معنی آزادی طبقه کارگر است از فشار و سواستفاده نظام سرمایه‌داری. آزادی طبقه کارگر زمانی به انجام می‌رسد که همه وسایل تولید دولتی شده باشند و دولت از سوی طبقه کارگر کنترل شود (دیکتاتوری پرولتاریا).

دموکراتی به مفهوم دموکراتی سوسیالیستی است که از سوی حزب کمونیست اجرا می‌شود که کاندیداها برای انتخابات را آنها تعیین می‌کنند. از این واژه مفاهیم دیگری مانند جمهوری مردمی و جمهوری دموکراتیک برمی خیزند مانند جمهوری مردمی چین یا جمهوری دموکراتیک آلمان[۱]

واژه دیگر که بکار می‌رود واژه ملی است. واژه ملی در ایران بسیار معنای مثبتی دارد از آنجا که ایران همواره در مبارزه علیه نیروهای استعماری بوده و هست، ملی برای ایرانیلان به معنای از آن ملت می‌باشد که بوی میهن‌پرستی از آن می‌آید. برای کمونیست‌ها مبارزه علیه استعمارگران مفهوم دیگری دارد و آن به معنای یک بحران سیاسی است که آنها آن را به سوی یک بحران انقلابی هل می‌دهند که به سرانجام آن به سرنگونی حکومت و جایگزینی آن به وسیله نیروهای کمونیستی می‌شود. بکار بردن واژه "ملی" وسیله‌ای برای رسیدن به هدف، برای نمونه، تا سال ۱۹۷۳ همه حزب‌ها در جمهوری دموکراتیک آلمان[۲] در یک حزب به نام جبهه ملی دموکراتیک آلمان[۳] گردهم آورده شده بودند، که این جبهه زیر نظر حزب اتحاد سوسیالیستی آلمان[۴] اداره می‌شد.[۵]

در کمونیسم و سوسیالیسم "میهن" یا "وطن" مفهوم ندارد زیرا که آنها به انقلاب جهانی می‌اندیشند. انقلاب جهانی بر پایه اندیشه‌های مارکسیسم، انقلابی است که با انقلاب ملی آغاز می‌شود و سپس جهانگیر می‌شود. مانیفست کمونیسم کارل مارکس با این عبارت پایان می‌یابد "پرولتاریا همه کشورهای جهان متحد شوید". کمونیست در چهارچوب طبقه‌ها می‌اندیشد (مانند طبقه کارگر) نه ملت‌ها و خود را جهان وطن می دانند یعنی دنیا میهن ماست نه یک کشور.

جبهه ملی ایران

جبهه ملی در ۲۶ مهر ۱۳۲۸ به وسیله محمد مصدق بنیان شد تا وی به مجلس شانزدهم راه یابد. این حزب سیاسی با مانورهای سیاسی با ۱۲ کاندید در انتخابات دوره دوم تهران شرکت و هشت کرسی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری شانزدهم را اشغال کردند. آغاز ورود محمد مصدق به مجلس شانزدهم با بحث درباره قدمت سن او که بالای هفتاد سال بود گذشت. و پاسخ به پرسش اینکه چگونه محمد مصدق به عنوان کاندید پذیرفته شده‌است این بود که دوست بسیار صمیمی مصدق به عنوان رئیس انجمن انتخابات تهران برگزیده شده‌است و ایشان مسله‌ای در سن محمد مصدق ندیده‌اند.

اقلیت در مجلس شورای ملی

در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی ۱۳۳ تن نماینده از سراسر ایران انتخاب شدند. محمد مصدق در مجلس چهاردهم گروهی به نام اقلیت را دور خود جمع کرد. محمد مصدق واژه اوپوزیسیون را بکار نبرد که در واژگان پارلمان ها بکار می رود، بدین معنا که عده ای با دولت مخالفت می کنند و اپوزیسیون را تشکیل می دهند، ولی مصدق واژه اقلیت را بکاربرد. در مجلس بیستم شهریور ۱۳۲۴ گفت:تأسیس اقلیت ۳۲ نفری که به دعوت این جانب تشکیل شد از نظر مخالفت با دولت صدر است که برخلاف رویه و روی تبانی وارد کار شده و رفقای من برای مبارزه با آن صف اقلیت را تشکیل دادند که استقامت و وفاداری آن‌ها شایان بسی تقدیر است. چنانچه اشخاص دیگری از نمایندگان هم روی این اصل با ما همصدا شده‌اند ما نمی‌توانیم در بند آن باشیم که افکار دیگری هم دارند یا ندارند مضافاً به اینکه رویه امری نیست که دسته‌ای آنرا انحصار خود کند و دستجات و افراد دیگر از نمایندگان مجلس نتوانند آن رویه را برای مشی سیاسی خود قبول کنند. این است توضیح اوبستروکسیون ما و مغرضین هر چه می‌خواهند بفرمایند. [۶] مصدق به وسیله گروه اقلیت در مجلس اوبستروکسیون راه انداخت، بدین معنا که هر گاه قانونی می‌باید تصویب می‌شد و یا نخست‌وزیری می‌باید رای اعتماد می‌گرفت، این گروه از نشست بیرون می‌رفتند و نشست را از اکثریت می‌انداختند. محمد مصدق برای ابستروکسیون به ۳۰ نفر نیاز داشت. نمایندگان اقلیت به سرکردگی محمد مصدق دست در دست نمایندگان حزب توده مجلس چهاردهم را در حساس‌ترین روزهای سرنوشت‌ساز کشور ایران که در اشغال سه ارتش شوروی و بریتانیا و امریکا بود به آشوب کشیدند، و دولت ها را سرنگون و از تصویب قوانین به ویژه قوانین پرداخت حقوق کارمندان جلوگیری کردند تا شاید در ایران هرج و مرج بشود. نام نمایندگان اقلیت به قرار زیر است:

۱- محمد مصدق، تهران ۲- ابراهیم افخمی، زنجان ۳- غلامعلی فریور، تهران ۴- محمدرضا تهرانچی، تهران ۵- امیرنصرت اسکندری، تبریز ۶ – ابوالحسن صادقی، تبریز ۷ – فتحعلی ایپکچیان، تبریز ۸ – رضا حکمت (سردار فاخر)، شیراز ۹ – عزت‌الله بیات، اراک ۱۰ – موسی فتوحی، مراغه ۱۱ – میرصالح مظفرزاده، رشت ۱۲ – عبدالله معظمی، گلپایگان ۱۳ – غلامحسین رحیمیان، قوچان ۱۴ – جواد عامری، سمنان ۱۵ – حبیب‌الله درّی، درجز ۱۶ – محمد بهادری، اهر ۱۷ – محسن افشارصادقی، رضائیه ۱۸ – محمدولی فرمانفرمائیان، سراب ۱۹ – ابوالقاسم صدر قاضی، مهاباد ۲۰ – ابراهیم آشتیانی، ایوانکی ۲۱ – حمدالله ذکائی، خلخال ۲۲- مهدی عدل، مشکین‌شهر ۲۳- رضا رفیع (قائم‌مقام)، گرگان‌رود ۲۴- حسن اکبر، فومنات ۲۵- داود طوسی، بجنورد ۲۶- محمد گرگانی، گنبد کاوس ۲۷ – اصغر پناهی، تبریز ۲۸ – منوچهر تیمورتاش، کاشمر ۲۹ – عباس تیموری، خوی ۳۰ – عبدالحمید زنگنه، کرمانشاه ۳۱ – خلیل فلسفی، گرگان ۳۲ - محسن افشارصادقی، رضائیه ۳۳ – اصغر سرتیپ‌زاده، تبریز (این شخص پس از چندی از اقلیت بیرون رفت)

محمد مصدق در دوره قانونگذاری مجلس پانزدهم انتخاب نشد و در دوره قانونگذاری شانزدهم نیز انتخاب نشد. حزب توده در این زمان به عنوان پشتیبان وجود نداشت زیرا پس از سوءقصد به شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی در ۱۶ بهمن ۱۳۲۷ ممنوع شد.

انتخابات دوره شانزدهم قانونگذاری

در ۲۱ مهر ۱۳۲۸ محمد مصدق به همراهی ۱۷ تن به دربار رفت و بست نشست. نام ۱۸ نفری که در بست شرکت داشته‌اند به شرح زیر می‌باشد: [۷]

۱- محمد مصدق ۲- دکتر مظفر بقائی کرمانی ۳- ابوالحسن حائری‌زاده ۴- حسین مکی ۵- عبدالقدیر آزاد ۶- آیت‌الله سیدجعفر غروی ۷- دکتر سیدعلی شایگان ۸- دکتر کریم سنجابی ۹- محمود نریمان ۱۰- ابوالحسن عمیدی نوری ۱۱- مهندس احمد زیرک‌زاده ۱۲- سیدحسین فاطمی ۱۳- رضا کاویانی ۱۴- محمدرضا جلالی نائینی ۱۵- یوسف مشار اعظم ۱۶- عباس خلیلی ۱۷- احمد ملکی ۱۸- ارسلان خلعتبری

شاهنشاه به وسیله نخست وزیر عبدالحسین هژیر به آگاهی محمد مصدق رساندند که برای اعتراض به انتخابات می‌باید به کمیسیون انتخابات مجلس شورای ملی و به دولت شکایت ببرد. محمد مصدق و همراهانش آغاز به اعتصاب غذا کردند تا انتخابات تهران باطل شود. برای آگاهی می‌باید یادآور شد که استان تهران ۱۲ کرسی در مجلس شورای ملی داشت. انجمن مرکزی انتخابات تهران با فشارهای مصدق و همراهانش انتخابات تهران را باطل کرد. برای راه یافتن به مجلس شانزدهم محمد مصدق جبهه ملی را در ۲۶ مهر ۱۳۲۸ برپا کرد. مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری شانزدهم در روز ۲۹ بهمن ۱۳۲۸ آغاز شد و در ۲۹ بهمن ۱۳۳۰ پایان یافت.

زادروز محمد مصدق در شناسنامه‌اش ۱۲۵۸ خورشیدی به خط خودش

در روز ۱۹ آبان ۱۳۲۸ انجمن مرکزی نظارت انتخابات تهران، انتخابات این شهر را باطل کرد. گام نخست انتخاب دوست بسیار نزدیک مصدق، دکتر ادهم به ریاست انجمن مرکزی نظارت انتخابات تهران بود تا مصدق را که بالای هفتاد سال داشت را به عنوان کاندیدای تهران تایید کند. گام دوم پروپاگاندای شدید برای کاندیدهای جبهه ملی و گام سوم این بود که از بیست و چهار انجمن فرعی انتخابات تهران، شانزده حوزه رئیس و بیشتر اعضای آن از طرفداران جبهه ملی شوند. در ۱۸ بهمن ۱۳۲۸ مصدق در یک میتینگ بزرگ تبلیغاتی که در میدان بهارستان تشکیل داده بود گفت:" هموطنان! اکنون نوبت رسیده‌است که ۱۲ کرسی تهران را تصرف کنند بسیاری از روشنفکران به اینجانب پیشنهاد کرده‌اند که جبهه ملی ۱۲ نفر از اعضای خود را نامزد انتخابات این شهر کند و از طرف کلیه اعضای جبهه ملی هم به اینجانب اختیار داده شده‌است که با نظر خود لیست نامزدهای این جمعیت را تنظیم نمایم...۱۹ بهمن ۱۳۲۸ انتخابات تهران آغاز شد. انتخابات حوزه لواسان و سر قبر آقا با تقلب‌های جبهه ملی باطل اعلام شد و با دستکاری‌هایی که در صندوق‌ها و حوزه‌ها شده بود محمد مصدق ـ حائری‌زاده ـ دکتر شایگان (رئیس حوزه انتخاباتی) ـ آزاد ـ نریمان (رئیس حوزه انتخاباتی) ـ دکتر بقائی ـ مکی به مجلس شانزدهم راه یافتند و اعتبارنامه اشان را از مجلس یازده خرداد ۱۳۲۹ گرفتند. [۸]

محمد مصدق در کتاب خاطرات و تالمات خود نوشته‌است که تاریخ ولادتش در شناسنامه‌اش سال ۱۲۵۸ خورشیدی می‌باشد.[۹]

رئیس مجلس شورای ملی:...درباب دومین انتخابات تهران پس از دعوت فرماندار از طبقات شش گانه جهت تعیین اعضاءانجمن نظارت مرکزی و انتخاب اعضاءاصلی و علی البدل و تعیین هیئت رئیسه خود به ریاست آقای ابراهیم ادهم و تعیین شعب فرعی و انتشار آگهی انتخابات در کلیه حوزه‌ها از تاریخ ۱۹ بهمن ماه تعرفه و اخذ رأی نموده و از اول اسفند ۲۸ تا ۲۷ اسفند ۲۸ هم آراء استخراج و قرائت گردیده‌است. پس از خاتمه استخراج آراء و چون نسبت به بعضی از صندوقها ضمن جریان انتخابات شکایات متعددی مخصوصاً از صندوق شعبه ۲۱ لواسانات به دفتر انجمن و اصل گردیده بود انجمن شکایات واصله رامورد رسیدگی قرارداده و در نتیجه به علت عدم احراز انتساب آراء لواسان به اهالی آنجا آراء صندوق مزبور را باطل و حائزین اکثریت را جهت اطلاع اهالی و اعلام قبول شکایات آگهی می‌نماید درمورد مقرر چند فقره شکایت مبنی براعتراض به ابطال صندوق لواسانات و طرز اخذ رأی در بعضی از شعب و زائد بودن سن آیت الله آقای سیدابوالقاسم کاشانی و آقای دکتر مصدق از حد قانونی به دفتر انجمن واصل و انجمن پس از رسیدگی به شکایات آنچه مربوط به ابطال آراء لواسانات و طرز رأی در بعضی شعب بوده‌است وارد ندانسته و راجع به سن آقای دکتر مصدق پس از رسیدگی طبق سوابقی که از وزارت کشورارسال داشته‌اند و به استناد مدارک تقدیمی ایشان از جمله سواد قباله نکاحیه و رونوشت لوحه قبر مرحوم وکیل‌الملک سن ایشان را از میزان قانونی متجاوز ندانسته و ایشان را واجد شرایط قانونی شناخته‌اند.

عامری - چون بعضی از آقایان تقاضا داشتند در این قسمت توضیحی داده شود عرض کردم اما در مرتبه دوم که انجمن تشکیل شد و بعد از آنکه شروع کردند اعضاء انجمن را انتخاب کردند در موعد قانونی اعتراضاتی شده آنچه که مورد توجه قرارگرفته منجمله شکایت از لواسان که شکایت بسیاری داشته که انجمن به علت عدم احراز انتساب آراءلواسانات به اهالی آن محل آراء لواسان راباطل کرده و خلاصه دلیلش این است که چون در نظر من محرز نشده‌است انتساب این آراء به محل بنابراین من آراء را باطل می‌کنم دو نفر سنشان مورد اعتراض واقع شده یکی نسبت به آقای دکتر مصدق و یکی دیگر آقای آیت الله کاشانی. آقای کاشانی که سن ایشان گفته می‌شود ۷۵ سال است و شاید از این هم تجاوز بکند و نسبت به آقای دکترمصدق هم گفته‌اند که سنشان از ۷۰ تجاوز می‌کند آقا دکتر مصدق که اینجا آقایان ملاحظه می‌فرمایند با ارسال قباله نکاحیه خانم والده شان و لوحه سنگ قبرمرحوم وکیل الملک و با ملاحظه شناسنامه شان انجمن سن ایشان را خارج از حدود و قرر تشخیص نداده و ایشان را واجد شرایط مقرره قانون دانسته ....


دنباله دارد

پانویس

  1. برای نمونه در سال ۱۳۵۷ که شاپور بختیار از سران جبهه ملی نخست‌وزیر شد، با خمینی کشمکشی درباره آینده حکومت ایران داشت. بختیار جمهوری دموکراتیک ایران و یا جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران را پیشنهاد کرد، ولی خمینی گفت جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر
  2. DDR
  3. Nationale Front des demokratischen Deutschland
  4. Sozialistische Einheits Partei Deutschlands (SED)
  5. واژه ناسیونال فرانت را امروزه حزب‌های تندروی دست راستی بکار می برند مانند ناسیونال فرانت فرانسه یا ناسیونال فرانت بریتش
  6. بیانات آقای دکتر مصدق راجع به دلایل اوبستروکسیون مجلس شورای ملی ۲۰ شهریور ۱۳۲۴ نشست ۱۳۹
  7. مهدی شمشیری- پنج ترور تاریخی راه‌گشای صدارت مصدق، ISBN-13: 978-0578080796 - ۲۰۱۱ - [۱]
  8. – تصویب اعتبارنامه یازده نفر از آقایان نمایندگان تهران مجلس شورای ملی ۱۱ خرداد ۱۳۲۹ نشست ۳۰
  9. محمد مصدق - خاطرات و تالمات مصدق، به کوشش ایرج افشار، انتشارات علمی، تهران، ۱۳۵۷