سعدی (غزلیات)/چون من به نفس خویشتن این کار میکنم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (چون من به نفس خویشتن این کار میکنم) از سعدی |
' |
| چون من به نفس خویشتن این کار میکنم | بر فعل دیگران به چه انکار میکنم | |
| بلبل سماع بر گل بستان همیکند | من بر گل شقایق رخسار میکنم | |
| هر جا که سروقامتی و موی دلبریست | خود را بدان کمند گرفتار میکنم | |
| گر تیغ برکشند عزیزان به خون من | من همچنان تأمل دیدار میکنم | |
| هیچم نماند در همه عالم به اتفاق | الا سری که در قدم یار میکنم | |
| آنها که خواندهام همه از یاد من برفت | الا حدیث دوست که تکرار میکنم | |
| چون دست قدرتم به تمنا نمیرسد | صبر از مراد نفس به ناچار میکنم | |
| همسایه گو گواهی مستی و عاشقی | بر من مده که خویشتن اقرار میکنم | |
| من بعد از این نه زهد فروشم نه معرفت | کان در ضمیر نیست که اظهار میکنم | |
| جانست و از محبت جانان دریغ نیست | اینم که دست میدهد ایثار میکنم | |
| زنار اگر ببندی سعدی هزار بار | به زان که خرقه بر سر زنار میکنم |