سعدی (غزلیات)/ساقی سیمتن چه خسبی خیز
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (ساقی سیمتن چه خسبی خیز) از سعدی |
' |
| ساقی سیمتن چه خسبی خیز | آب شادی بر آتش غم ریز | |
| بوسهای بر کنار ساغر نه | پس بگردان شراب شهدآمیز | |
| کابر آزاد و باد نوروزی | درفشان میکنند و عنبربیز | |
| جهد کردیم تا نیالاید | به خرابات دامن پرهیز | |
| دست بالای عشق زور آورد | معرفت را نماند جای ستیز | |
| گفتم ای عقل زورمند چرا | برگرفتی ز عشق راه گریز | |
| گفت اگر گربه شیر نر گردد | نکند با پلنگ دندان تیز | |
| شاهدان میکنند خانه زهد | مطربان میزنند راه حجاز | |
| توبه را تلخ میکند در حلق | یار شیرین زبان شورانگیز | |
| سعدیا هر دمت که دست دهد | به سر زلف دوستان آویز | |
| دشمنان را به حال خود بگذار | تا قیامت کنند و رستاخیز |