خاقانی (قصاید)/خوی فلک بین که چه ناپاک شد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (قصاید) (خوی فلک بین که چه ناپاک شد) از خاقانی |
' |
| خوی فلک بین که چه ناپاک شد | طبع جهان بین که چه غمناک شد | |
| آخر گیتی است نشانی بدانک | دفتر دلها ز وفا پاک شد | |
| سینهی ما کورهی آهنگر است | تا که جهان افعی ضحاک شد | |
| گر برسد دست، جهان را بخور | زان مکن اندیشه که ناپاک شد | |
| افعی اگرچه سر زهر گشت | خوردن افعی همه تریاک شد | |
| رخصت این حال ز خاقانی است | کو به سخن بر سر افلاک شد |