خاقانی (قصاید)/تشنهی دل به آب مینرسد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (قصاید) (تشنهی دل به آب مینرسد) از خاقانی |
' |
| تشنهی دل به آب مینرسد | دیده جز بر سراب مینرسد | |
| قصهی درد من رسید به تو | چون بخوانی جواب مینرسد | |
| روی چون آب کردهام پر چین | کز تو رویم به آب مینرسد | |
| نرسم در خیال تو چه عجب | که مگس در عقاب مینرسد | |
| کی وصالت رسد به بیداری | که خیالت به خواب مینرسد | |
| نرسد بوی راحتی به دلم | ور رسد جز عذاب مینرسد | |
| دوست را دشمنی و دشمن دوست | جز مرا این عقاب مینرسد | |
| دل و عمرم خراب گشت و ز تو | عوض یک خراب مینرسد | |
| برسد گوئی از پس وعده | آن خود از هیچ باب مینرسد | |
| برسد میوهای است در باغت | که به هیچ آفتاب مینرسد | |
| از لب نوش تو به خاقانی | قسم جز زهر ناب مینرسد |