سیف فرغانی (غزلها)/ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دل

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۲۰:۳۷ توسط Farhad (گفتگو | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سیف فرغانی (غزلها) (ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دل)
از سیف فرغانی
'


ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دل گر درین حلقه نباشد وای دل
هر که را سودای تو در سر بود در دوکونش می‌نگنجد پای دل
غرقه‌ی گرداب حیرت از تو شد کشتی اندیشه در دریای دل
آن سعادت کو که بتوانیم گفت با تو ای شادی جان غمهای دل
نه دلم را در غمت پروای من نه مرا در عشق تو پروای دل
رفته همچون آب در اجزای خاک آتش عشق تو در اجزای دل
چون غمت را غیر دل جایی نبود هست دل جای غم و غم جای دل
هر دو عالم چیست نزد عارفان ذره‌ای گم گشته در صحرای دل
سیف فرغانی چو حلقه بسته‌دار جان خود پیوسته بر درهای دل