دیوان شمس/باز گردد عاقبت این در بلی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (باز گردد عاقبت این در بلی) از مولوی |
' |
| باز گردد عاقبت این در بلی | رو نماید یار سیمین بر بلی | |
| ساقی ما یاد این مستان کند | بار دیگر با می و ساغر بلی | |
| نوبهار حسن آید سوی باغ | بشکفد آن شاخههای تر بلی | |
| طاقهای سبز چون بندد چمن | جفت گردد ورد و نیلوفر بلی | |
| دامن پرخاک و خاشاک زمین | پر شود از مشک و از عنبر بلی | |
| آن بر سیمین و این روی چو زر | اندرآمیزند سیم و زر بلی | |
| این سر مخمور اندیشه پرست | مست گردد زان می احمر بلی | |
| این دو چشم اشکبار نوحه گر | روشنی یابد از آن منظر بلی | |
| گوشها که حلقه در گوش وی است | حلقهها یابند از آن زرگر بلی | |
| شاهد جان چون شهادت عرضه کرد | یابد ایمان این دل کافر بلی | |
| چون براق عشق از گردون رسید | وارهد عیسی جان زین خر بلی | |
| جمله خلق جهان در یک کس است | او بود از صد جهان بهتر بلی | |
| من خمش کردم ولیکن در دلم | تا ابد روید نی و شکر بلی |