دیوان شمس/مرا در خنده میآرد بهاری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (مرا در خنده میآرد بهاری) از مولوی |
' |
| مرا در خنده میآرد بهاری | مرا سرگشته میدارد خماری | |
| مرا در چرخ آوردهست ماهی | مرا بییار گردانید یاری | |
| چو تاری گشتم از آواز چنگی | نوایش فاش و پیدا نیست تاری | |
| جهانی چون غباری او برانگیخت | که پنهان شد چو بادی در غباری | |
| حیاتی چون شرار آن شه برافروخت | که پنهان شد چو سوزی در شراری | |
| جمال گلستان آن کس برآراست | که پنهان شد چو گل در جان خاری | |
| دلم گوید که ساقی را تو میگو | که جانم مست آن باقی است باری | |
| دلم چون آینه خاموش گویاست | به دست بوالعجب آیینه داری | |
| کز او در آینه ساعت به ساعت | همیتابد عجب نقش و نگاری |