دیوان شمس/چون عشق کند شکرفشانی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (چون عشق کند شکرفشانی) از مولوی |
' |
| چون عشق کند شکرفشانی | در جلوه شود مه نهانی | |
| بینی که شکر کران ندارد | خوش میخوری و همیرسانی | |
| میغلط به هر طرف که غلطی | بر سبزه سبز بوستانی | |
| گر ز آنک کله نهی وگر نی | شاهنشه جمله خسروانی | |
| آن را بینی که من نگویم | زیرا که بگویمت بدانی | |
| چون چشم تو وا کنند ناگه | بر شهر عظیم آن جهانی | |
| ماننده طفل نوبزاده | خیره نگری و خیره مانی | |
| تا چشم بر آن جهان نشیند | چاره نبود از این نشانی | |
| بگریز به نور شمس تبریز | تا کشف شود همه معانی |