سنایی غزنوی (غزلیات)/کودکی داشتم خراباتی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (کودکی داشتم خراباتی) از سنایی غزنوی |
' |
| کودکی داشتم خراباتی | می کش و کمزن و خرافاتی | |
| پارسا شد ز بخت و دولت من | پارسایی شگرف و طاماتی | |
| شیوهی خمر و قمر و رمز مدام | صفتی بود مرورا ذاتی | |
| آنکه والتین ز بر ندانستی | همچو بلخیر گشت هیهاتی | |
| خوانده از بر همیشه چو الحمد | عدد سورهی لباساتی | |
| گوید امروز بر من از سر زهد | مثل و نکتهی اشاراتی | |
| دوش گفتم ورا که ای دل و جان | مر مرا مایهی مباهاتی | |
| گر چه مستور و پارسا شدهای | واصل هر گونهی کراماتی | |
| گر یکی بوسه خواهم از تو دهی؟ | گفت: لا والله ای خراباتی | |
| ای سنایی کما ترید خوشست | دل به قسمت بنه کمایاتی |