انوری (غزلیات)/دلا در عاشقی جانی زیانگیر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (دلا در عاشقی جانی زیانگیر) از انوری |
' |
| دلا در عاشقی جانی زیانگیر | وگرنه جای بازی نیست جانگیر | |
| جهان عاشقی پایان ندارد | اگر جانت همی باید جهانگیر | |
| مرا گویی چنین هم نیست آخر | چنان کت دل همی خواهد چنانگیر | |
| من اینک در میان کارم ای دل | سر و کاری همی بینی کرانگیر | |
| در آن میزنی کز غم شوی خون | برو هم عافیت را آستانگیر | |
| به بوی وصل خود رنگش نبینی | به حرمت جان هجران در میانگیر |