انوری (غزلیات)/درد دل هر زمان فزون دارم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (درد دل هر زمان فزون دارم) از انوری |
' |
| درد دل هر زمان فزون دارم | چه کنم بیوفاست دلدارم | |
| همه با من جفا کند لیکن | به جفا هیچ ازو نیازارم | |
| بار اندوه و رنج محنت او | بکشم زانکه دوستش دارم | |
| یاد وصلش کنم معاذالله | کی بود این محل و مقدارم | |
| تا توانم حدیث هجرش کرد | میرود صد هزار بیکارم | |
| گفته بودم کزو کنم درخواست | تا نماید ز دور دیدارم | |
| این قدر التماس خود چه بود | سالها شد که تا در آن کارم | |
| باورم میکنی به نعمت شاه | کین قدر نیز هم نمییارم |