انوری (غزلیات)/عمر بیتو به سر چگونه برم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (عمر بیتو به سر چگونه برم) از انوری |
' |
| عمر بیتو به سر چگونه برم | که همی بیتو روز و شب شمرم | |
| خونها از دو دیده پالودم | رخنه رخنه شد از غمت جگرم | |
| تو ز شادی و خرمی برخور | که من از تو بجز جگر نخورم | |
| مگر این بود بخششم ز فلک | که ز دست غم تو جان نبرم | |
| چند برتافتم ز کوی تو روی | با قضا برنیامد آن حذرم |