انوری (غزلیات)/باز چون در خورد همت میکنم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (باز چون در خورد همت میکنم) از انوری |
' |
| باز چون در خورد همت میکنم | سر فدای تیغ نهمت میکنم | |
| قیمت یک بوس او صد بدره زر | گر کنم با او خصومت میکنم | |
| من دهان خوش میکنم لیکن کجاست | وه که یک جو زانچ قیمت میکنم | |
| دوشم آن دلبر گرفت اندر کنار | یک زمان یعنی که رحمت میکنم | |
| بر سر آن نکتهای دریافتم | گرچه دانستم که زحمت میکنم | |
| چشم کردم شوخ و گفتم ای نگار | بر سر پا نیز خدمت میکنم |