انوری (غزلیات)/نگفتی کزین پس کنم سازگاری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (نگفتی کزین پس کنم سازگاری) از انوری |
' |
| نگفتی کزین پس کنم سازگاری | به نام ایزد الحق نکو قول یاری | |
| بهانه چه جویی کرانه چه گیری | بیا در میان نه به حق هرچه داری | |
| همی گویی انصاف تو بدهم آری | تو معروف باشی به انصاف کاری | |
| همه عذر لنگست کز تو بدیدم | سر ما نداری بهانه چه آری | |
| به انصاف بشنو چنین راست ناید | که دل میربایی و غم میگذاری | |
| غم دل چه گویم تو زین کار دوری | به هرزه چه کوبم در خواستگاری | |
| همان به که این دردسر بازدارم | کنم با تو در باقی آن دوستداری |