انوری (غزلیات)/ای روی تو آیت نکویی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (ای روی تو آیت نکویی) از انوری |
' |
| ای روی تو آیت نکویی | حسن تو کمال خوبرویی | |
| راتب شده عالم کهن را | هردم ز تو فتنهای به نویی | |
| معروف لبت به تنگباری | چونان که دلت به تنگخویی | |
| بردی دل و در کمین جانی | یارب تو از این همه چه جویی | |
| گویی شب وصل با تو گویم | الحق تو کنی خود آنچه گویی | |
| در کوی غمت به جان رسیدم | گفتم تو کجا و در چه کویی | |
| گفتا بدو روزه غیبت آخر | تا چند ز یک سخن که گویی | |
| من هم به جوار زلف آنم | کز عشوه تو در جوال اویی |