محتشم کاشانی (غزلیات)/گشته در عشق کار من مشکل
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (گشته در عشق کار من مشکل) از محتشم کاشانی |
' |
| گشته در عشق کار من مشکل | مردن آسان و زیستن مشکل | |
| طرفهتر آنکه نیست با معشوق | این زمان اختلاط من مشکل | |
| نه به آن ماه رو نگه دشوار | نه به آن نوش لب سخن مشکل | |
| نه کشیدن به سوی خود گستاخ | سر آن زلف پر شکن مشکل | |
| نه ز روی دراز دستیها | دستبازی به آن ذقن مشکل | |
| نه لب طفل آرزویم را | زان لبان خوردن لبن مشکل | |
| چیدن گل میسر است اما | غارت خرمن سمن مشکل | |
| بوسه کم میخورم به کام که هست | راه بردن به آن دهن مشکل | |
| دستباری است اندکی آسان | لیک از آن سوی پیرهن مشکل | |
| گر یکی خواب گه دو پیکر راست | صحبت تنگ تن به تن مشکل | |
| محتشم گل به چین و لاله که هست | میوه چیدن درین چمن مشکل |