سنایی غزنوی (غزلیات)/ای بلبل وصل تو طربناک
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (ای بلبل وصل تو طربناک) از سنایی غزنوی |
' |
| ای بلبل وصل تو طربناک | وی غمزت زهر و خنده تریاک | |
| ای جان دو صدهزار عاشق | آویخته از دوال فتراک | |
| افلاک توانگر از ستاره | در جنب ستانهی تو مفلاک | |
| در بند تو سر زنان گردون | با طوق تو گردنان سرناک | |
| از بهر شمارش ستاره | پیشانی ماه تختهی خاک | |
| از زلف تو صد هزار منزل | تا روی تو و همه خطرناک | |
| ای نقش نگین تو «لعمرک» | وی خلعت خلقت تو «لولاک» | |
| بر بوی خط تو روح پاکان | از عقل بشسته تختهها پاک | |
| با نقش تو گفته نقش بندت | «لولاک لما خلقت الا فلاک» | |
| از رشک تو آفتاب چون صبح | هر روز قبای نو کند چاک | |
| با تابش تو به ماه نیسان | گشته می صرف غوره بر تاک | |
| از گرد رکاب تو سنایی | مانندهی مرکب تو چالاک | |
| با کیش نه از کس و گزافست | آن تو و آنگه از کسش باک؟ |