سعدی (غزلیات)/خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند) از سعدی |
' |
| خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند | به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند | |
| پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند | صید را پای ببندند و رها نیز کنند | |
| نظری کن به من خسته که ارباب کرم | به ضعیفان نظر از بهر خدا نیز کنند | |
| عاشقان را ز بر خویش مران تا بر تو | سر و زر هر دو فشانند و دعا نیز کنند | |
| گر کند میل به خوبان دل من عیب مکن | کاین گناهیست که در شهر شما نیز کنند | |
| بوسهای زان دهن تنگ بده یا بفروش | کاین متاعیست که بخشند و بها نیز کنند | |
| تو خطایی بچهای از تو خطا نیست عجب | کان که از اهل صوابند خطا نیز کنند | |
| گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست | پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند | |
| سعدیا گر نکند یاد تو آن ماه مرنج | ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند |