سعدی (غزلیات)/چو ترک دلبر من شاهدی به شنگی نیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (چو ترک دلبر من شاهدی به شنگی نیست) از سعدی |
' |
| چو ترک دلبر من شاهدی به شنگی نیست | چو زلف پرشکنش حلقه فرنگی نیست | |
| دهانش ار چه نبینی مگر به وقت سخن | چو نیک درنگری چون دلم به تنگی نیست | |
| به تیغ غمزه خون خوار لشکری بزنی | بزن که با تو در او هیچ مرد جنگی نیست | |
| قوی به چنگ من افتاده بود دامن وصل | ولی دریغ که دولت به تیزچنگی نیست | |
| دوم به لطف ندارد عجب که چون سعدی | غلام سعد ابوبکر سعد زنگی نیست |