سعدی (غزلیات)/عشرت خوشست و بر طرف جوی خوشترست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (عشرت خوشست و بر طرف جوی خوشترست) از سعدی |
' |
| عشرت خوشست و بر طرف جوی خوشترست | می بر سماع بلبل خوشگوی خوشترست | |
| عیشست بر کنار سمن زار خواب صبح | نی در کنار یار سمن بوی خوشترست | |
| خواب از خمار باده نوشین بامداد | بر بستر شقایق خودروی خوشترست | |
| روی از جمال دوست به صحرا مکن که روی | در روی همنشین وفاجوی خوشترست | |
| آواز چنگ و مطرب خوشگوی گو مباش | ما را حدیث همدم خوش خوی خوشترست | |
| گر شاهدست سبزه بر اطراف گلستان | بر عارضین شاهد گلروی خوشترست | |
| آب از نسیم باد زره روی گشته گیر | مفتول زلف یار زره موی خوشترست | |
| گو چشمه آب کوثر و بستان بهشت باش | ما را مقام بر سر این کوی خوشترست | |
| سعدی جفا نبرده چه دانی تو قدر یار | تحصیل کام دل به تکاپوی خوشترست |