دیوان شمس/مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو) از مولوی |
' |
| مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو | ما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگو | |
| ای شه و سلطان ما ای طربستان ما | در حرم جان ما بر چه رسیدی بگو | |
| نرگس خمار او ای که خدا یار او | دوش ز گلزار او هر چه بچیدی بگو | |
| ای شده از دست من چون دل سرمست من | ای همه را دیده تو آنچ گزیدی بگو | |
| عید بیاید رود عید تو ماند ابد | کز فلک بیمدد چون برهیدی بگو | |
| در شکرستان جان غرقه شدم ای شکر | زین شکرستان اگر هیچ چشیدی بگو | |
| میکشدم می به چپ میکشدم دل به راست | رو که کشاکش خوش است تو چه کشیدی بگو | |
| می به قدح ریختی فتنه برانگیختی | کوی خرابات را تو چه کلیدی بگو | |
| شور خرابات ما نور مناجات ما | پرده حاجات ما هم تو دریدی بگو | |
| ماه به ابر اندرون تیره شدهست و زبون | ای مه کز ابرها پاک و بعیدی بگو | |
| ظل تو پاینده باد ماه تو تابنده باد | چرخ تو را بنده باد از چه رمیدی بگو | |
| عشق مرا گفت دی عاشق من چون شدی | گفتم بر چون متن ز آنچ تنیدی بگو | |
| مرد مجاهد بدم عاقل و زاهد بدم | عافیتا همچو مرغ از چه پریدی بگو |