خواجوی کرمانی (غزلیات)/مستم ز دو چشم نیمه مستش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (مستم ز دو چشم نیمه مستش) از خواجوی کرمانی |
' |
| مستم ز دو چشم نیمه مستش | وز پای درآمدم ز دستش | |
| گفتم بنشین و فتنه بنشان | برخاست قیامت از نشستش | |
| آنرا که دلی بدست نارد | دادیم عنان دل بدستش | |
| جان تشنهی لعل آبدارش | دل بستهی زلف پر شکستش | |
| هستم بگمان که هست یا نیست | آن درج عقیق نیست هستش | |
| در عین خمار چند باشیم | چون مردم چشم می پرستش | |
| یاران ز می شبانه مستند | خواجو ز دو چشم نیمه مستش |