خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی زلفت گرهگیری پر از بند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (زهی زلفت گرهگیری پر از بند) از خواجوی کرمانی |
' |
| زهی زلفت گرهگیری پر از بند | لب لعلت نمک دانی پر از قند | |
| نقاب ششتری از ماه بگشای | طناب چنبری بر مشتری بند | |
| سرم بر کف ز دستان تو تا کی | دلم در خون ز هجران تو تا چند | |
| کسی کو خویش را در یار پیوست | کجا یاد آورد از خویش و پیوند | |
| دلا گر عاشقی ترک خرد گیر | که قدر عشق نشناسد خردمند | |
| ببین فرهاد را کز شور شیرین | بیک موی از کمر خود را در افکند | |
| چرا عمر عزیز آمد بپایان | من و یعقوب را در هجر فرزند | |
| تحمل میکنم بارگران را | ولی دیوانه سر میگردم از بند | |
| چو جز دلبر نمیبینم کسی را | کرا با او توانم کرد مانند | |
| بزن مطرب نوایی از سپاهان | که دل بگرفت ما را از نهاوند | |
| کند خواجو هوای خاک کرمان | ولی پایش به سنگ آید ز الوند |