خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر کرا یار یار میافتد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (هر کرا یار یار میافتد) از خواجوی کرمانی |
' |
| هر کرا یار یار میافتد | مقبل و بختیار میافتد | |
| ای بسا در که از محیط سرشک | هر دمم در کنار میافتد | |
| عقرب او چو حلقه میگردد | تاب در جان مار میافتد | |
| شام زلفش چو میرود در چین | شور در زنگبار میافتد | |
| گر نه مستست جادوش ز چه روی | بریمین و یسار میافتد | |
| گل صد برگ را دگر در دام | همچو بلبل هزار میافتد | |
| در چمن ز آب چشمهی چشمم | سیل در جویبار میافتد | |
| چون خیال تو میکنم تحریر | بخیه بر روی کار میافتد | |
| دلم از شوق چشم سرمستت | دم بدم در خمار میافتد | |
| رحم بر آن پیاده کو هر دم | در کمند سوار میافتد | |
| هر که او خوار میفتد خواجو | همچو ما باده خوار میافتد |