خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز کفر زلفت ایمان میتوان یافت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ز کفر زلفت ایمان میتوان یافت) از خواجوی کرمانی |
' |
| ز کفر زلفت ایمان میتوان یافت | ز لعلت آب حیوان میتوان یافت | |
| قدت را رشک طوبی میتوان گفت | رخت را باغ رضوان میتوان یافت | |
| ز نقشت صورت جان میتوان بست | ز لعلت جوهر جان میتوان یافت | |
| بگاه جلوه برطرف گلستان | ترا سرو خرامان میتوان یافت | |
| در آن مجمع که خلوتگاه خوبیست | ترا شمع شبستان میتوان یافت | |
| بزیر سایهی زلف سیاهت | بشب خورشید رخشان میتوان یافت | |
| ز زلفت گرچه کافر میتوان شد | زعکس رویت ایمان میتوان یافت | |
| بهر موئی از آن زلف پریشان | دل جمعی پریشان میتوان یافت | |
| از آن با درد میسازم که دل را | هم از درد تو درمان میتوان یافت | |
| برو خواجو صبوری کن که از صبر | دوای درد هجران میتوان یافت |