دیوان شمس/فقر را در خواب دیدم دوش من
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (فقر را در خواب دیدم دوش من) از مولوی |
' |
| فقر را در خواب دیدم دوش من | گشتم از خوبی او بیهوش من | |
| از جمال و از کمال لطف فقر | تا سحرگه بودهام مدهوش من | |
| فقر را دیدم مثال کان لعل | تا ز رنگش گشتم اطلس پوش من | |
| بس شنیدم های و هوی عاشقان | بس شنیدم بانگ نوشانوش من | |
| حلقهای دیدم همه سرمست فقر | حلقه او دیدم اندر گوش من | |
| بس بدیدم نقشها در نور فقر | بس بدیدم نقش جان در روش من | |
| از میان جان ما صد جوش خاست | چون بدیدم بحر را در جوش من | |
| صد هزاران نعره میزد آسمان | ای غلام همچنان چاووش من |