دیوان شمس/راز چون با من نگوید یار من
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (راز چون با من نگوید یار من) از مولوی |
' |
| راز چون با من نگوید یار من | بند گردد پیش او گفتار من | |
| عذر میگوید که یعنی خامشم | با تو میگوید دل هشیار من | |
| با کسی دیگر زبان گردد همه | سر خود میگوید و اسرار من | |
| در گمان افتد دلم زین واقعه | این دل ترسان بدپندار من | |
| گر بگوید ور نگوید راز من | دل ندارد صبر از دلدار من |