دیوان شمس/مررت بدر فی هواه بحار

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۹:۰۴ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات) (مررت بدر فی هواه بحار)
از مولوی
'


مررت بدر فی هواه بحار راوه بدر و فی الدلال و حاروا و شاهدت ماء شابه الروح فی الصفا و یعشق ذاک الماء ما هو نار و للعشق نور لیس للشمس مثله فظل دلیل العاشقین و ساروا عروس الهوی بدر تلالا فی الدجی علیها دماء العاشقین خمار ظللت من الدنیا علی طلب الهوی اضاء لنا غیر الدیار دیار فشاهدت رکبانا قریحا مطیهم و کان لهم عند المسیر بدار فقلت لهم فی ذاک قالوا لفی الهوی لمن فر من هذا الدیار دمار و ان شت برهانا فسافر ببلده یقال لها تبریز و هی مزار فیشتم اهل العشق من ترباته و للروح منها زخرف و سوار تروح کلیل مظلم فی هوائه و ترجع مسرورا و انت نهار