هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/به وقت خواب بگیری مرا که هین برگو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (به وقت خواب بگیری مرا که هین برگو) از مولوی |
' |
به وقت خواب بگیری مرا که هین برگو چو اشتهای سماعت بود بگهتر گو چو من ز خواب سر و پای خویش گم کردم تو گوش من بگشایی که قصه از سر گو چو روی روز نهان شد به زیر طره شب بگیریم که از آن طره معنبر گو فتاده آتش خواب اندر این نیستانها تو آمده که حدیث لب چو شکر گو و آنگهی به یکی بار کی شوی قانع غزل تمام کنم گوییم مکرر گو بیا بگو چه کنی گر ز خوابناکی خویش به تو بگوید لالا برو به عنبر گو از آنچ خوردهای و در نشاط آمدهای مرا از آن بخوران و حدیث درخور گو ز من چو میطلبی مطربی مستانه تو نیز با من بیدل ز جام و ساغر گو من این به طیبت گفتم وگر نه خاک توام مرا مبارک و قیماز خوان و سنجر گو