سعدی (غزلیات)/مرا دلیست گرفتار عشق دلداری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (مرا دلیست گرفتار عشق دلداری) از سعدی |
' |
| مرا دلیست گرفتار عشق دلداری | سمن بری صنمی گلرخی جفاکاری | |
| ستمگری شغبی فتنهای دل آشوبی | هنروری عجبی طرفهای جگرخواری | |
| بنفشه زلفی نسرین بری سمن بویی | که ماه را بر حسنش نماند بازاری | |
| همای فری طاووس حسن و طوطی نطق | به گاه جلوه گری چون تذرورفتاری | |
| دلم به غمزه جادو ربود دوری کرد | کنون بماندم بی او چو نقش دیواری | |
| ز وصل او چو کناری طمع نمیدارم | کناره کردم و راضی شدم به دیداری | |
| ز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوست | چه چاره سازد در دام دل گرفتاری | |
| در اشتیاق جمالش چنان همینالم | چو بلبلی که بماند میان گلزاری | |
| حدیث سعدی در عشق او چو بیهدهست | نزد دمی چو ندارد زبان گفتاری |