سعدی (غزلیات)/گلست آن یاسمن یا ماه یا روی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (گلست آن یاسمن یا ماه یا روی) از سعدی |
' |
| گلست آن یاسمن یا ماه یا روی | شبست آن یا شبه یا مشک یا بوی | |
| لبت دانم که یاقوتست و تن سیم | نمیدانم دلت سنگست یا روی | |
| نپندارم که در بستان فردوس | بروید چون تو سروی بر لب جوی | |
| چه شیرین لب سخنگویی که عاجز | فرو میماند از وصفت سخنگوی | |
| به بویی الغیاث از ما برآید | که ای باد از کجا آوردی این بوی | |
| الا ای ترک آتشروی ساقی | به آب باده عقل از من فروشوی | |
| چه شهرآشوبی ای دلبند خودرای | چه بزم آرایی ای گلبرگ خودروی | |
| چو در میدان عشق افتادی ای دل | بباید بودنت سرگشته چون گوی | |
| دلا گر عاشقی میسوز و میساز | تنا گر طالبی میپرس و میپوی | |
| در این ره جان بده یا ترک ما گیر | بر این در سر بنه یا غیر ما جوی | |
| بداندیشان ملامت میکنندم | که تا چند احتمال یار بدخوی | |
| محالست این که ترک دوست هرگز | بگوید سعدی ای دشمن تو میگوی |