هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/ببسته است پری نهانیی پایم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ببسته است پری نهانیی پایم) از مولوی |
' |
| ببسته است پری نهانیی پایم | ز بند اوست که من در میان غوغایم | |
| ز کوه قافم من که غریب اطرافم | به صورتم چو کبوتر به خلق عنقایم | |
| کبوترم چو شود صید چنگ باز اجل | از آن سپس پر عنقای روح بگشایم | |
| ز آفتاب خرد گر چه پشت من گرم است | برای سایه نشینان چو خیمه برپایم | |
| چو ابن وقت بود دامن پدر گیرد | چه صوفیم که به سودای دی و فردایم | |
| مرا چو پرده درآویختی بر این درگاه | هم از برای برآویختن نمیشایم | |
| ز لطف توست که از جغدیم برآوردی | چو طوطیان ز کف تو شکر همیخایم | |
| اگر ز جود کف تو به بحر راه برم | تمام گوهر هستی خویش بنمایم | |
| شکار درک نیم من ورای ادارکم | به پای وهم نیم من درازپهنایم | |
| سخن به جای بمان خویش بین کجایی تو | مرا بجوی همان جا که من همان جایم |