دیوان شمس/به گوش من برسانید هجر تلخ پیام
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (به گوش من برسانید هجر تلخ پیام) از مولوی |
' |
| به گوش من برسانید هجر تلخ پیام | که خواب شیرین بر عاشقان شدهست حرام | |
| بکرد بر خور و بر خواب چارتکبیری | هر آن کسی که بر او کرد عشق نیم سلام | |
| به من نگر که بدیدم هزار آزادی | چو عشق را دل و جانم کنیزک است و غلام | |
| عظیم نور قدیم است عشق پیش خواص | اگر چه صورت و شهوت بود به پیش عوام | |
| دلم چو زخم نیابد رود که توبه کند | مخند بر من و بر خود کدام توبه کدام | |
| زهی گناه که کفر است توبه کردن از او | نه پس طریق گریز و نه پیش جای مقام | |
| به چار مذهب خونش حلال و ریختنی | از آنک عشق نریزد به غیر خون کرام | |
| بکش مرا که چو کشتی به عشق زنده شدم | خموش کردم و مردم تمام گشت کلام |