دیوان شمس/ما ز بالاییم و بالا می رویم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ما ز بالاییم و بالا می رویم) از مولوی |
' |
| ما ز بالاییم و بالا می رویم | ما ز دریاییم و دریا می رویم | |
| ما از آن جا و از این جا نیستیم | ما ز بیجاییم و بیجا می رویم | |
| لااله اندر پی الالله است | همچو لا ما هم به الا می رویم | |
| قل تعالوا آیتیست از جذب حق | ما به جذبه حق تعالی می رویم | |
| کشتی نوحیم در طوفان روح | لاجرم بیدست و بیپا می رویم | |
| همچو موج از خود برآوردیم سر | باز هم در خود تماشا می رویم | |
| راه حق تنگ است چون سم الخیاط | ما مثال رشته یکتا می رویم | |
| هین ز همراهان و منزل یاد کن | پس بدانک هر دمی ما می رویم | |
| خواندهای انا الیه راجعون | تا بدانی که کجاها می رویم | |
| اختر ما نیست در دور قمر | لاجرم فوق ثریا می رویم | |
| همت عالی است در سرهای ما | از علی تا رب اعلا می رویم | |
| رو ز خرمنگاه ما ای کورموش | گر نه کوری بین که بینا می رویم | |
| ای سخن خاموش کن با ما میا | بین که ما از رشک بیما می رویم | |
| ای که هستی ما ره را مبند | ما به کوه قاف و عنقا می رویم |