دیوان شمس/ای صید رخ تو شیر و آهو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ای صید رخ تو شیر و آهو) از مولوی |
' |
ای صید رخ تو شیر و آهو پنهان ز کجا شود چنان رو چندانک توانیش تو میپوش میبند نقاب توی بر تو در روزن سینهها بتابید خورشید ز مطلع ترازو اندر عدم و وجود افکند صد غلغله عشق که تعالوا ای قند دو لعل تو خردسوز وی تیر دو چشم تو جگرجو سی بیت دگر بخواست گفتن مستیش کشید گوش از آن سو سی بیت فروختم به یک بیت بیتی که گشاده شد در آن کو