فروغی بسطامی (غزلیات)/اندوه تو شد وارد کاشانهام امشب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فروغی بسطامی (غزلیات) (اندوه تو شد وارد کاشانهام امشب) از فروغی بسطامی |
' |
| اندوه تو شد وارد کاشانهام امشب | مهمان عزیز آمده در خانهام امشب | |
| صد شکر خدا را که نشستهست به شادی | گنج غمت اندر دل ویرانهام امشب | |
| من از نگه شمع رخت دیده نورزم | تا پاک نسوزد پر پروانهام امشب | |
| بگشا لب افسونگرت ای شوخ پری چهر | تا شیخ بداند ز چه افسانهام امشب | |
| ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد | ای بیخبر از گریه مستانهام امشب | |
| یک جرعهی تو مست کند هر دو جهان را | چیزی که لبت ریخت به پیمانهام امشب | |
| شاید که شکارم شود آن مرغ بهشتی | گاهی شکن دام و گهی دانهام امشب | |
| تا بر سر من بگذرد آن یار قدیمی | خاک قدم محرم و بیگانهام امشب | |
| امید که بر خیل غمش دست بیاید | آه سحر و طاقت هر دانهام امشب | |
| از من بگریزید که میخوردهام امشب | با من منشینید که دیوانهام امشب | |
| بی حاصلم از عمر گرانمایه فروغی | گر جان نرود در پی جانانهام امشب |