خواجوی کرمانی (غزلیات)/باغبان گو برو باد مپیما کز گل
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (باغبان گو برو باد مپیما کز گل) از خواجوی کرمانی |
' |
| باغبان گو برو باد مپیما کز گل | بدم سرد سحر باز نیاید بلبل | |
| جبدا بادهی گلرنگ به هنگام صبوح | از کف سرو قدی گلرخ مشکین کاکل | |
| در بهاران که رساند خبر کبک دری | بجز از باد بهاری به در خرگهی گل | |
| بنگر از نالهی شبگیر من و نغمهی مرغ | دشت پر زمزمه و طرف چمن پرغلغل | |
| گر صبا سلسله برآب نهد فصل ربیع | از چه برگردن قمری بود از غالیه غل | |
| باد نوروز چو برخاست نیارند نشست | بلبلان بی گل و مستان صبوحی بی مل | |
| مطرب آن لحظه که آهنگ فروداشت کند | زندش بلبله گلبانگ که قل قل قل قل | |
| ای ز بادام تو در عین حجالت نرگس | وی ز گیسوی تو در حلقهی سودا سنبل | |
| آن سر زلف قمرسای شب آسا را بین | همچو زاغی که زند در مه تابان چنگل | |
| هر چه خوبان جهانرا به دلارایی برد | جزو بود آن همه و حسن جهانگیر توکل | |
| دست گیرید که خواجو که دلش رفت برود | بارش افتاده و گشتست اسیر سر پل |