خواجوی کرمانی (غزلیات)/برآمد بانگ مرغ و نوبت بام
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (برآمد بانگ مرغ و نوبت بام) از خواجوی کرمانی |
' |
| برآمد بانگ مرغ و نوبت بام | کنون وقت میست و نوبت جام | |
| چو کار پختگان بی باده خامست | بدست پختگان ده باده خام | |
| بهر ایامی این عشرت دهد دست | بگردان باده چون با دست ایام | |
| لبش خواهی بناکامی رضا ده | که کس را بر نیاید زان دهان کام | |
| من شوریده را معذور دارید | که برآتش نشاید کردن آرام | |
| دلم کی در فراق آرام گیرد | بود آرام دل وصل دلارام | |
| منم دور از تو همچون مرغ وحشی | ببوی دانهئی افتاده در دام | |
| ز سرمستی برون از روی و مویت | نه از صبح آگهی دارم نه از شام | |
| قلم در کش چو بینی نام خواجو | که نبود عاشق شوریده را نام |