خواجوی کرمانی (غزلیات)/بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن) از خواجوی کرمانی |
' |
| بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن | مطربهی سرای شد بلبل باغ انجمن | |
| خادم عیشخانه کو تا بکشد چراغ را | زانکه زبانه میزند شمع زمردین لگن | |
| ساقی دلنواز گو داد صبوحیان بده | مطرب نغمه ساز گو راه معاشران بزن | |
| هر سحری که نسترن پرده ز رخ برافکند | باد صبا ببوی گل رو بچمن نهد چو من | |
| نیست مرا بجز بدن یک سر موی در میان | نیست ترا بجز میان یک سر موی بر بدن | |
| ای چو تن منت میان بلکه در آن میان گمان | وی چو دل منت دهان بلکه در آن دهان سخن | |
| هیچ ندید هر که او هیچ ندید از آن میان | هیچ نگفت هر که او هیچ نگفت از آن دهن | |
| روز جزا چو از لحد بر عرصاتم آورند | خون جگر فرو چکد گر بفشاریم کفن | |
| مرغ ببوی نسترن واله و مست میشود | خواجو از آنکه سنبلش بوی دهد بنسترن |