خواجوی کرمانی (غزلیات)/گرچه کاری چو عقبازی نیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (گرچه کاری چو عشقبازی نیست) از خواجوی کرمانی |
' |
| گرچه کاری چو عشقبازی نیست | بگذر از وی که جای بازی نیست | |
| بحقیقت بدان که قصه عشق | پیش صاحبدلان مجازی نیست | |
| چون نواهای دلکش عشاق | هیچ دستان بدلنوازی نیست | |
| ملک محمودی از کجا یابی | اگرت سیرت ایازی نیست | |
| توسن طبع را عنان درکش | که روانی به تیز تازی نیست | |
| شمع را زان زبان برند که او | عادتش جز زبان درازی نیست | |
| بادهی صاف کو که صوفی را | جامه بی جام می نمازی نیست | |
| دل دستانسرای مستانرا | پرده سوزی به پرده سازی نیست | |
| خیز خواجو که نزد مشاقان | مهر ورزی به مهره بازی نیست |