خاقانی (غزلیات)/میخور که جهان حریف جوی است
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (میخور که جهان حریف جوی است) از خاقانی |
' |
| میخور که جهان حریف جوی است | آفاق ز سبزه تازه روی است | |
| بر عیش زدند ناف عالم | اکنون که بهار نافه بوی است | |
| از زهد کنار جوی کاین وقت | وقت طرب و کنار جوی است | |
| شو خوانچه کن و چمانه در خواه | زان یوسف ما که گرگ خوی است | |
| گرگ آشتی است روز و شب را | و آن بت شب و روز جنگجوی است | |
| خاقانی گفت خاک اویم | جان و سر او که راست گوی است | |
| گفتی ز سگان کیست افضل | گر هست هم از سگان اوی است |