عبید زاکانی (غزلیات)/باز ترک عهد و پیمان کرده بود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عبید زاکانی (غزلیات) (باز ترک عهد و پیمان کرده بود) از عبید زاکانی |
' |
| باز ترک عهد و پیمان کرده بود | کشتن ما بر دل آسان کرده بود | |
| دشمنانم بد همی گفتند و او | گوش با گفتار ایشان کرده بود | |
| زلف مشکینش پریشان گشته بود | بس که خاطرها پریشان کرده بود | |
| تا شنیدم آتشی در من فتاد | آنکه بی ما عزم بستان کرده بود | |
| نالهی دلسوز ما چون گوش کرد | رحمتی در کار یاران کرده بود | |
| گفت با بیچارگان صلحی کنیم | بخت ما بازش پشیمان کرده بود | |
| خاطرش ناگه برنجید از عبید | بیگناهی کان مسلمان کرده بود |