عبید زاکانی (غزلیات)/مردیم و یار هیچ عنایت نمیکند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عبید زاکانی (غزلیات) (مردیم و یار هیچ عنایت نمیکند) از عبید زاکانی |
' |
| مردیم و یار هیچ عنایت نمیکند | واحسرتا که بخت عنایت نمیکند | |
| در پیش چشم او لب او میکشد مرا | وان شوخ چشم بین که حمایت نمیکند | |
| چندانکه عجز حال بر او عرضه میکنم | در وی به هیچ نوع سرایت نمیکند | |
| پیش کسی ز شکر و شکایت چه دم زنم | کاندیشهای ز شکر و شکایت نمیکند | |
| در حق بندگان نظر لطف گاهگاه | هم میکند ولیک به غایت نمیکند | |
| تا گفتهام دهان تو هیچست از آن زمان | با ما ز خشم هیچ حکایت نمیکند | |
| بلبل صفت عبید به هرجا که میرسد | غیر از حدیث عشق روایت نمیکند |