سنایی غزنوی (غزلیات)/گل به باغ آمده تقصیر چراست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (گل به باغ آمده تقصیر چراست) از سنایی غزنوی |
' |
| گل به باغ آمده تقصیر چراست | ساقیا جام می لعل کجاست | |
| به چنین وقت و چنین فصل عزیز | کاهلی کردن و سستی نه رواست | |
| ای سنایی تو مکن توبه ز می | که ترا توبه درین فصل خطاست | |
| عاشقی خواهی و پس توبه کنی | توبه و عشق بهم ناید راست | |
| روزکی چند بود نوبت گل | روزه و توبه همه روز بجاست | |
| جز از آن نیست که گویند مرا | یار بود آنکه نه از مجمع ماست | |
| شد به بد مردی و میخانه گزید | نیک مردی را با زهد نخواست | |
| من به بد مردی خرسند شدم | هر قضایی که بود خود ز قضاست | |
| ای بدا مرد که امروز منم | ای خوشا عیش که امروز مراست |