سنایی غزنوی (غزلیات)/زینهاد این یادگار از دست رفت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (زینهاد این یادگار از دست رفت) از سنایی غزنوی |
' |
| زینهاد این یادگار از دست رفت | در غم تو روزگار از دست رفت | |
| چون مرا دل بود با او برقرار | دل شد و با دل قرار از دست رفت | |
| سیم و زر بودی مرا و صبر و هوش | در غم تو هر چهار از دست رفت | |
| پای من در دام تو بس سخت ماند | گر نگیری دست کار از دست رفت | |
| یار بودی مر مرا از روی مهر | یاری اکنون کن که یار از دست رفت | |
| اینهمه خوارست کاندر عاشقی | چون سنایی صد هزار از دست رفت |